على ربانى گلپايگانى
355
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
اقوال و افعالى را اظهار كند كه با عقايد فرعونيان هماهنگ بود ، ولى بر خلاف حق بود . و او اين كار را هم براى حفظ جان خود و هم براى كمك به حضرت موسى و حفظ جان او از خطر فرعونيان انجام مىداد . بنابراين او به اصل تقيه عمل مىكرد ؛ و قرآن كريم عمل او را با تكريم و ستايش يادمىكند . 4 . گذشته از آيات ياد شده ، عموم يا اطلاق آيات ذيل نيز بر جواز يا وجوب تقيّه دلالت مىكند : - وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ( بقره / 195 ) . - لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها ( طلاق / 7 ) . - ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ « 1 » ( حج / 78 ) . تقيه از مسلمان آيات سهگانهى اخير كه به عموم يا اطلاق آنها بر جواز تقيه استدلال شد ، تقيه از كافر و مسلمان را به طور يكسان شامل مىشوند ، اما سه آيهى نخست مربوط به تقيهى مسلمان از كافر مىباشد ، با اين حال به حكم اينكه مورد مخصّص نيست و ملاك عموميت دارد ، اين آيات تقيّه از مسلمان را نيز شامل مىشوند . فخر الدين رازى در تفسير آيه نخست ( آل عمران / 28 ) گفته است : « ظاهر آيه بر اين دلالت مىكند كه تقيّه مربوط به كفّار است ، ولى مذهب امام شافعى اين است ؛ هرگاه حالتى كه اگر در مورد كفّار پيش آيد ، تقيه جايز است ، در مورد مسلمانان هم
--> ( 1 ) - نقض الوشيعة ، ص 184 .